تبليغاتX
تلخ...اما دوست داشتنی!
تلخ...اما دوست داشتنی!
14
همین جوری داشتم تو نت میچرخیدم که چشمم خورد به این قطعه گفتم بذارم اینجا شمام فیض ببرین

هي دلم مي گيرد از آدم هايي كه در پس نگاه سردشان با لبخندي گرم فريبت مي دهند دلم مي گيرد از خورشيدي كه گرم نمي كند و نوري كه تاريكي مي دهد ازكلماتي كه چون شيريني افسانه ها فريبت مي دهند دلم مي گيرد از سردي چندش آور دستي كه دستت را مي فشارد و نگاهي كه به توست و هيچ وقت تو را نمي بيند از دوستي كه برايت هديه دو بال براي پريدن مي آورد و بعد پرواز را با منفور ترين كلمات دنيا معني مي كند گاهي حتي از خودم هم دلم مي گيرد

پ.ن: نپرس...قابل گفتن نیس

پ.ن:.....؟!

بعدا نوشت:انقذه این متن بالا قشنگه حیفم میاد اپ کنم بره پایینهمین چند ساعت پیش در طی یک اقدام انتهاری انقلابی رفتم جلو اینه و به صورت کاملا ناشیانه همون چهار تا شوید رو هم کوتاه کردممامانم منو دید اینجوری شدبیچاره بچه اش داره از دست میرهحالا فردا ملت منو میبینن کف میکنن آی حال میده!!!حالا نمیگم چه تیپی میخوام برم که شما کف نکنین


لينك | نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 2:9 توسط N!L00
9
سلام دوستای خووووووب

اولا بابت پست قبلی اگه ناراحتتون کردم معذرت میخوام ولی خوب تقریبا همه ما یه سری حرفا یا احساساتمونو تو وبلاگمون خالی میکنیم  یه چیزیایی که شاید نشه به بقیه گفت

این چند روز هم کاملا معمولی بود فقط دیروز صبح که اومدم پاشم(صبح یعنی ساعت ۱۱)دیدم ای بابا چشم چپم باز نمیشهانگار یه مشت کوبیده بودن تو چشمم درد وحشتناک وسیل اشک بود که میومد دیگه بستمش تا برم دکترولی کل زندگیم مختل شد فقط به خاطر یه چشم درد ساده!کلی از خودم خجالت کشیدم که که همش در حال نا شکری هستم در حالی که بزرگترین نعمتو دارم یعنی سلامتی

امروز تولد یکی از دوستای عزیزم هست یاسی خانوم گل از اینجا تولدشو بهش تبریک میگم و همین طور تولد همسر عزیزشو و امیدوارم صد سالگیشونو کنار هم جشن بگیرن

یاسی جان تولدت مبارک

 


لينك | نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 14:54 توسط N!L00
8
خسته و در به در شهر غمم شبم از هر چی شبه سیاهتره

زندگی زندونه سرد کینه هاست رو دلم زخم هزار تا خنجره

چی میشد اون دستای کوچیک و گرم رو سرم دست نوازش میکشید

بستر تنهایی و سرد منو بوسه گرمی به اتیش میکشید

چی میشد تو خونه کوچیک من غنچه های گل غم وا نمیشد

چی میشد هیچ کسی تنهام نمیذاشت جز خدا هیچ کسی تنها نمیشد

من هنوز در به در شهر غمم شبم از هر چی شبه سیاهتره

زندگی زندون سرد کینه هاست رو دلم زخم هزار تا خنجره

                   

پ .ن:همین نه اینم هست

واسه خدا:۲۰ سال کم نیست ؟! داری خیلی کشش میدی بیشتر از این نمیکشم خواهشا یه کم تخفیف بده من چمدونمو بستما !

 


لينك | نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 16:5 توسط N!L00
7
                    

دوستای عزیزم پانی گل و یاسی جون ممنونم از دعوتتون.

شرمنده وقت گذاشتن مطلب یا شعر رو نداشتم و به همین عکس بسنده میکنم.به امید ازادی دانشجوهای عزیزمون.

                   

برای اعلام حمایت خود به کمپین 10 بهمن مراجعه کنید.


لينك | نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 18:19 توسط N!L00